فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
مقدمه 15
چهارده رساله ( فارسى )
ذكره شرف للذاكرين و از اينرو روش آن حضرت و مذهب آن بزرگوار همين بود كه بسم اللّه در همه نمازها بايد بلند گفته شود سپس فخر رازى گويد اين دليل بسيار قوى و محكم است و بعقيده من قابل انكار نيست . چهارم شافعى گويد آنگاه كه معاويه بمدينه آمد و در مسجد رسول نماز بگزارد و بسم اللّه نگفت و بىآنكه تكبير گويد ركوع و سجود كرد پس از پايان فرياد از مهاجر و انصار برخاست يا معاويه سرقت من الصلاة اين بسم اللّه و اين التكبير آن قدر گفتند تا بناچار نماز را اعاده كرد پس شافعى گويد معاويه مردى مقتدر و خود خواه بود اگر جهر به بسم اللّه يك امر ثابت و مسلّم نميبود و مورد اتّفاق صحابه آنها قدرت چنين مخالفت و پرخاش نميداشتند . پنجم بيهقى در سنن از ابو هريره آورده است كه حضرت رسول اكرم بسم اللّه را در نماز بلند ميخواندند و همو گويد كه عمر و ابن عباس و عبد اللّه بن زبير نيز بجهر قائل بودند و اما مذهب على بن أبي طالب كه بلند گفتن تسميه بود بتواتر ثابت است و هر كس تابع على بن أبي طالب باشد و در دين او را پيشواى خود داند و به او اقتدا كند بطور تحقيق راه به حق يافته مگر كسى منكر آنست كه پيغمبر ميگفت اللهم ادر الحق مع على حيث دار تا آنجا كه گفته است دلايل عقلى با ما موافق و عمل ما با عمل على عليه السلام مطابق است و هر كس على را امام داند و بامامت دين برگزيند جان و دين و روان و ايمان خود را به پناهگاهى محكم رسانده اينها ترجمه عبارات فخر رازى است در تفسير كبير جلد اول ص 110 - 111 « 1 »
--> ( 1 ) - در خلال تفسير كبير موارد بسيارى ديده مىشود كه قابل دقت و شايان توجه است كه چگونه قلمفرسائى كرده است محققان كه با تاريخ آشنائى كامل دارند به خوبى ميدانند كه در بحبوحهء اقتدار اهل سنّت كمتر كسى جرأت و جسارت فخر رازى را داشته است و بدين صراحت و ظهور عبارت كلمهء امامت آورده باشد زبانحال وى اين دو بيت بوده است رهى نميبرم و چارهاى نميدانم * بجز محبت مردان مستقيم احوال بود كه صدرنشينان بارگاه قبول * نظر كنند به بيچارگان صف نعال